در اعتراض به شهرداری مشهد برای تغییر نام بلوار ایرج میرزا
آخر، بزنم توی سَرت شــَـرداری؟ کار دگری نداری و بیکاری ؟
یک کاره نَشِـسته ای ، آصَن لـَـم دادی بر مردم مَشدی ات چه ماتم دادی؟
ایرج به کجای تو تعرض کرده ؟ لابد به صبیه ات تجاوز کرده
کز شهرت او خنجر تو آخته شد آن فکر پلید ، در سَرت ساخته شد
تا مثل همیشه نام تغییر دهی بر خواب چپت مجال تعبیر دهی
این شد که به بلوار تعدی کردی خربوزه ی خود نخورده سردی کردی
یک لحظه به وجدان خودت گوش بده وآن شایعه های بد ، از آن گوش بده
کین شاعر ِ استاد ، ز ما بوده و هست طنز و نمکش بر لب ما بوده و هست
این نام از آن تابلو بکندی ، چی شد؟ گیرم که به ریش ما بخندی ، چی شد؟
" دریاب کنون که نعمتت هست به دست کین دولت و ملک می رود دست به دست "(۱)
۱- گلستان سعدی
من ، بردیا مهدی نژاد،با تخلص"پیچ" می نویسم،حالم خوبه فقط موهام فره.