شعر طنزیست تحفه ی پیچ ، جهت تبریک تولد محمدرضا عالی پیام(هالو)

مبارک بادت این روز جهانی
                                  که نوشیدی شراب زندگانی

بدنیا آمدی لپّت تپل بود
                                   ولیکن معده ات همواره شل بود

عمو،خاله،مامان،دائی و عمّه
                                   بگفتن تخته اش انگار کمّه

ولی بخت زمان گردید یارت
                                    همان تخته، بشد بازار کارت

که هم هالو و هم استاد گشتی
                                    به چشم حاسدانت خار گشتی

اگر چه "پیچ" ام و روده درازم
                                    ولی ترسم قضا گردد نمازم

خدا یارت بوَد ای دوست جونی
                                    ایشالا تا ۱۲۰ سال بمونی

 

آخرین شعر طنز انتخاباتی "پیچ"

" حقیقت ِ راست "

این فکر انتخابات ما را نمود،...،خسته              دولت فضای آزاد را هم نمود،...،بسته

یکروز مشت محکم،یکروز مهر انگشت              از بَدو روز هستی ما را نمود،...،دسته

CNN در حاشیه انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم

 Chakhan News Network


CNN در طی مناظره شب پیش مابین شیخ الاصلاح و محمود بای بای ، تعداد کثیری افشاگری ، که همه ملت آن ها را می دانستند بلند بلند گفته شد ، خط قرمزها قهوه ای شد ، فقط فحش خواهر و مادر بطور کامل ادا نشد، اما مفهوم کلمات رسا تر از این حرف ها بود . کلی پته و حتی بادمجان روی آب ریخته شد و جالب است که روسیاهی اش هم اصلا ً نماند برای زغال ، چون " نیست بالا تر از زغالی رنگ " و گفتنیست این هیچ ربطی به " سیه گر سرخ پوشد خر بخندد " ندارد .

 

CNN برادر دل انگیز ، محسن رضایی ، 98.2 % جوابش در پرسش ها و گزارشات و مناظرات را تشکیل دولت ائتلافی و در کنار آن تشکیل  "دولت درسایه"  که کاملا ً ابتکار ایشان و من در آوردی می باشد و استفاده از نخبگان و رصد کردن دولت، اعلام کرد. کارشناس ما در جواب ایشان ابراز داشت :" دولت نرو به سایه ، سایه خودش می آیه "  و همچنین ابرازتر داشت :احتمالا ً سبزوار(محسن) بجای تشکیل کابینه یک رصدخانه ایجاد کند و افراد " نخبه پولی "  مانند " کردان " را نیز بکار می گمارندزج .

 

CNN دانشمندان غیور و دیندار ایرانی ، با الگو برداری از مجری خنثی ِ مناظره های انتخاباتی ، موفق به ساخت نسل جدید دسته هاون های سخنگو شدند . ضمنا ً این دسته ها timer سرخود می باشند و جهت استفاده در سازمان  " نوا و جمال " نیز کاربرد ابزاری دارند.

 

خواب نما

دیشب سر شب خواب عجیبی دیدم             برروی یکی اسب نجیبی بیدم

مردم همه ماچ و بوسه می کردندم              گویی که مرا وسوسه می کردندم

در بین زنان خوشگل و بامزه                  یک لحظه فراموش بکردم غزه

من گیج و ملول و مست و لایعقل و خِنگ    پرسیدم از آن حوری شِــیویده دو لِنگ

کِـی جان دلم ،بنده کجا آمده ام                    من تازه ز حج و کربلا آمده ام

توبه بنموده بودم از عالم هست                  ساقی و شراب و مطرب و لذت پست

با آن لب لعل خود بده پاسخ من                  که الکن بنموده اند من را ز سخن

گفتا به من آن زمان که رعنا بودی             در اهل محل شهره به دعوا بودی

آن چشم چرانی که دمادم کردی                 هیزم به جهنمت فراهم کردی

هرشب پی آواز و دُهل رقصیدی               مشروب سگی خوردی و می خندیدی

هم مال و منال مردمان را خوردی            هم بی خودی آبرویشان را بردی

آری تو خود از کرده ی خود باخبری        رویت نشود به چشم قاضی نگری

این خواب خوش از عالم بالا بودست         زین حیص تو را همچو مرّبا بودست

آن حجّ و زیارتت سوا ، توبه سوا           آن تکیه به حاجتت سوا ، روضه سوا

هرکس که درونش ز بدی پاک کند           منظور من آن نیست که مسواک کند

منظور من آن درون قلبت بودست           افکار سیاه توی مغزت بودست

انگار دوباره روح او تازه شود               تی شِرت خدا برتنش اندازه شود

بخشند تمام گه خوری های حجیم            محفوظ شود ز شرّ شیطان رجیم

آن حور بیامد طرفم ، شد کیپم               احساس بکردم که ولو شد زیپم

سیمین پروپاچه اش بــِکلی جنبید           محکم به فلان ِ لای پایم کوبید

از درد فنا گشتم و بیدار شدم                در دایره ی خیر ، چو پرگار شدم

آن خواب چنان لذیذ تغییرم داد             گویی که تو آن حور مرا شیرم داد

 

" نامه ات را بخوان میرحسین که من نوشته ام "

" نامه ات را بخوان میرحسین که من نوشته ام "

در بین کاندیداهای ریاست جمهوری آس ریختم تو آمدی ، تاس ریختم تو آمدی ، دستمال من زیر درخت آلبالو  خواندم تو آمدی ، آش ماش بیرون باش خواندم تو آمدی ، قرعه کشیدم ، تفعّل زدم ، لُپ لُپ خریدم باز هم تو آمدی ، آری میرحسین موسوی ، اینبار دیگر نوبت شوخی با توست و من مجبورم با تو شوخی کنم تا بیکار نباشم. فقط هردو باید مواظب باشیم تا شوخی شوخی جدی نشود که اگر بشود بَد می شود ؛ چون حتی اگر تو اهل شوخی باشی ، من اهل جدی نیستم ، به هر حال این شتر من است که در ِ هر ستاد انتخاباتی می خوابد و گیر می دهد اما رأی نمی دهد ، شتر است دیگر وظیفه ی ملی که به گردنش نیست.

میرحسین جان دیر آمدی امّا آمدی و چه قشنگ ابراهیم نبوی اِسمت را گذاشته بود"دیرحسین" و اکنون طرفداران زیادی دورت سبزشدند که نشان می دهد از کود اصولگرایان و اصلاح طلبان به نسبت مناسبی استفاده کرده ای و به مزاجشان خوش آمده ؛ حال با این همه یاوری که داری من می توانم  اِسمت را بگذارم "شیرحسین" ، که البته 22 خرداد معلوم می شود پاکتی است یا نه . در هر صورت مهمان حبیب خداست ، راستی تو که مهمان نیستی ، صاحب خانه ای . اولی که آمدی نشناختم کی آمده ، اما وقتی پدرم گفت آن زمان ها که سریال سربداران می داد تو نخست وزیر بودی و من آن موقع ، نه به خاطر جنگ و چون بچه بودم خودم را خراب می کردم و مادرم من را درست می کرد، تازه فهمیدم کـــــــــــــــــــــــــــــی آمده .

مهندس ، چرا بنزین تموم شد ؛ به نظر من رنگ کردن مردم کار درستی نیست ، شنیده ام ملت را رنگ سبز کرده ای . مگر مردم ما خیارند؟ اصلا ً ملت ما از خیلی وقت پیش شیفته ی رنگ سبز بودند ، این را گفتم تا یکوقت فکر نکنی هرکسی سبز است ، از موسویست ، یا وقتی چراغ های راهنمایی "موسوی" می شوند ماشین ها حرکت می کنند و یا " هالک "  از تو حمایت می کند، و حتماً می دانی که فیلم the green mile  هم سالها قبل ساخته شده است . گفتی نشتی بشکه های نفت را می گیرم  ، با مریخ ارتباط برقرار می کنم ، جوانان را هَپی می کنم ، مطبوعات و رسانه ها را آزاد کنم تا برای خودشان بچرند ، دختران را به جای دُبی به خانه ی بخت صادر می کنم ، دماغ فیل اقتصاد را عمل ، شکمش را ساکشن و بعد هوایش می کنم ، شاخ غول مسکن را از ماتحت مردم در می آورم و می شکنم ،... ،  اما در چهارچوب قانون اساسی . آیا قانون اساسی سبز است ، من فکر می کنم قهوه ایست. پس آخر از کجا؟ از کجا؟؟؟ می توانی ؟

مهندس جان ، میرحسین جان ، موسوی جان ، آنقدر مشکلات جامعه زیاد شده که تو بعد از 20 سال که "پیرحسین" شدی گفتی  من هم هستم ولی خستم . بنده سوالم این است که بالفرض اگر دوران ریاست جمهوری 6 ساله بود هم در این زمان و وضعیت بغرنج باز می گفتی من هستم ؟ حرف های گنده تر از بزرگ می زدی ؟ اعتراض می کردی؟ در این سالهای دور از دولت ، اُشین که نمی دیدی ! یعنی مشکلات جامعه آنقدر نبود که بخواهی فعالیت جدی سیاسی داشته باشی؟ بقیه بَروبَچزی که بودند برای حل مسائل کافی بودند؟ پس چرا نبودند؟؟؟

مهندس ، با کمال خوش بینی عرض می فرمایم که اگر موفق شدی : خدا نکند این سبزی های تو بعد از 4 سال ، خر ِ متحجران و بی منطقان را فربه تر کند که در آن صورت دوباره ملتی مشکی شده اند و همه می دانیم که حقیقتا ً مشکی رنگ عشق نیست . در پایان باید بگویم که ای نامبر وان ِ ترک ها ، ای " بیرحسین " ، بنده هم می خواهم دوستت داشته باشم ، اما دوست دخترم حسود است و گفته هیچ کس را جز من نباید دوست بداری و من چون برخلاف کاندیداهای پیشین پایبند به قول و قرارم هستم در این مورد برایت متأسفم و تنها لُپ پشمالویت را می بوسم و می گویم عده ای دوستت دارند .

 

کاندیدا جونُم

تو را همچون نگارُم دوست دارُم تِمام نامزدا یَکوَر ، تو یَکوَر

شب تحلیف ِتو لزگی بذارُم تِمام رقاصا یَکوَر ، تو یَکوَر

مِگن اهل نِمازی و ثــِوابی تِمام مومنا یَکوَر ، تو یَکوَر

فراوان جَنبه و با انعطافی تِمام نقادا یَکوَر ، تو یَکوَر

بُگفتی گشت ارشادهِ مِبندی تِمام بنزها یَکوَر ، تو یَکوَر

بجای آخم و دعوا هِی مِخندی تِمام کِرکِرا یَکوَر ، تو یَکوَر

گمانُم اقتصادت عین چینه تِمام پولها یَکوَر ، تو یَکوَر

بارا بی خانه ها قلبت غمینه تِمام مَسکنا یَکوَر ، تو یَکوَر

گِله کردی چرا بنزین گران شد تِمام ماشینا یَکوَر ، تو یَکوَر

یه کاره، رانت خواری کرد و خان شد تِمام پارتیا یَکوَر ، تو یَکوَر

چه خُوب زنها تو کابینت رئیسن تِمام خانما یَکوَر ، تو یَکوَر

حقوقی دارن و پاک و نفیسن تِمام اَرزشا یَکوَر ، تو یَکوَر

بارای نفتمان کـُنتر مِذاری؟ تِمام بشکه ها یَکوَر ، تو یَکوَر

خلیج فارسمان را پاس داری؟ تِمام نقشه ها یَکوَر ، تو یَکوَر

شنیدُم ماهری ، کارِت درسته تِمام خِبره ها یَکور ، تو یَکوَر

نگفته هیچ کس : دنبال پُسته تِمام دولتا یَکور ، تو یَکوَر

خلاصه مال من مال خودت بی تِمام گُندهها یَکوَر ، تو یَکوَر

گلستان جای جای کشورت بی تِمام بلبلا یَکوَر ، تو یَکوَر